عماد الدين حسن بن علي الطبري
339
مناقب الطاهرين ( فارسي )
انّ عليّا و جعفرا ثقتى * عند ملمّ الزّمان و الكرب و اللّه لا اخذل النّبىّ و لا * يخذله من بنىّ ذو حسب لا تخذلا و انصرا ابن عمّكما * أخى لامّى من بينهم و ابى « 1 » و اين بيتها بر سه چيز دلالت مىكند : اوّلا سبقت اسلام على عليه السّلام ؛ و دوم اسلام ابو طالب ؛ و سوم آنكه رسول را عمزادهء پدرى و مادرى بودى . چون جعفر بن ابى طالب با هفتاد تن هجرت كرد به حبشه و قومى از مشركان مكّه برفتند تا ايشان را بازآرند ، نجاشى حمايت كرد و باز جاى نفرستاد . و از اسماء بنت عميس آنجا عبد اللّه بن جعفر بزاييد و نجاشى را هم پسرى آمد ، محمّد نام كرد . ابو طالب مىگويد : تعلّم مليك الحبش انّ محمّدا * نبىّ كموسى و المسيح بن مريم اتى بالهدى مثل الّذى أتيا به * و كلّ بامر اللّه يهدى و يعصم و انّكم تتلونه فى كتابكم * بصدق حديث لا حديث التّرجّم فلا تجعلوا للّه ندّا و اسلموا * فانّ طريق الحقّ ليس بمظلم « 2 » قريش جمع شدند كه با بنى هاشم مؤاكله و مشاربه و مبايعه و مناكحه نكنند و نگذارند كه كسى چيزى بديشان فروشد تا محمّد ( ص ) را به دست دهند . و ابو لهب با ايشان حليف و معاهد شد و به دار النّدوه جمع شدند و عهدنامه نوشتند و چهل رئيس بزرگ از قريش مهر بر آنجا نهادند و در كعبه آويختند . و خطّى به ابو طالب نوشتند كه : اگر پسر برادر را به دست ما دهى تا بكشيم ، تو را بر خود ملك گردانيم . و بسيار وعدهها دادند . ابو طالب هيچ قبول ننمود ؛ بلكه در منازعت افزود با ايشان . و رسول ( ص ) با چهل تن
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 2 / 19 . ( 2 ) - اعلام الورى / 55 .